4 نفر رو سوار می کنه بعدش و تو مسیر هم خیلی تند میره
اولی می گه : آقا خیلی داری تند می ری
حیف نون می گه : تا حالا 206 داشتی ؟
طرف می گه : نه
حیف نون می گه : پس ساکت شو
همین طور سرعت رو میبره بالا و تا نفر سوم همین جواب رو می ده
چهارمین نفر می گه آقا خیلی تند می ری
حیف نون دوباره می گه : تا حالا 206 داشتی
مسافره می گه : آره
حیف نون می گه : پس تورو خدا بگو ترمزش کدومه ؟




قل مراد تویه یه عملیات تروریستی با کایت خودشو می زنه به کاخ سفید آمار که می گیرن میبینن ۱۰۰ نفر کشته شدن
۹۹ نفر از خنده ۱ نفر هم خوده قل مراد !




قل مراد صبح از خواب بلند می شه می بینه هوا خیلی خوبه
زنگ میزنه هواشناسی تشکر می کنه




حیف نون داشته ماشینشو می شسته
اول از پلاک شروع می کنه به شستن
یکی می گه بابا جون باید از بالا به پائین بشوری
حیف نون می گه : برو بابا یه دفعه از سقف شستم رسیدم به پلاک دیدم ماشین مال یه نفر دیگه اس !




حیف نون 10 تومن می ندازه تو صندوق صداقات
هنوز دوقدم رد نشده بوده یک ماشین میزنه بهش درب و داغونش می کنه
همون وقت یک بابای دیگه ای داشته یک پولی می نداخته تو همون صندوق
حیف نون با حال زار پا می شه داد می زنه : آقا پولتو اونتو ننداز اون صندوقش خرابه!




رره ایه می ره حرم امام رضا دعا می كنه یا امام رضا یه تویوتا بهم بده ... چهار پنج بار این حرفو تكرار كرد
یکی دیگه هم از اون طرف می گفت : یا امام رضا یه هزارتومانی بهم بده ...
برره ایه عصبانی می شه می گه : این هزارتومان رو بگیر بزار حواسش به ما باشه !




برره ایه می ره از ملای محل می پرسه : ببخشید حاج آقا، با کفش می شه نماز خوند ؟
حاج آقا می گه : نه برادر، نمی شه
برره ایه می گه : ولی من خوندم , شدا !!!




سه تا برره ای می رن دزدی ، صابخونه بیدار می شه و دزدا می رن هر کدوم تو یه گونی قایم می شن !
صابخونه میاد و به گونی اول لگد می زنه..
صدای نون خشک در میاره !
به دومی لگد می زنه ..
صدای گردو در میاره !
به گونی سوم لگد می زنه ...
هیچ صدایی در نمیاد ..
دویاره محکم تر لگد می زنه...
باز صدا نمی ده !؟
دفعه سوم که لگد می زنه ، برره ایه با عصبانیت میاد بیرون می گه : بابا ..آرده ، آرد .. آرد صدا نداره ! می فهمی ؟




برره ایه به رفیقش می گه : همسایهمون خیلی بیشعوره ، ساعت 2 نصفهشب با مشت میكوبه به دیوارمون!
حالا شانس آوردم خواب نبودم ، داشتم شیپور تمرین میكردم !




به برره ایه می گن : سفر حج چطور بود ؟
می گه : خیابونا تمیز ، برجاش بلند ، ماشینا آخرین مدل ..... البته یه جای زیارتی هم داشت که شلوغ بود نرفتم !




امیدوارم خوشتون اومده باشه از منابع محترم تشکر میکنم ببخشید اگه ذکر نکردم آخه از چند تا سایت گرفتم
قاطی میشد به هر حال شرمنده بای
برچسب:
نویسنده: کامیار ابراهیمی